دفتر خاطرات کفش قرمز دفتر خاطرات سربازی دفترچه خاطرات یک عاشق دفتر خاطرات ستاره
 

دفترچه خاطرات يك نوزاد


هر كس به بابايم مي‌گويد مسافر كش مادرم از خجالت سرخ مي‌شود. من آن وقت‌ها كه فينگيلي‌تر بودم فكر مي‌كردم مسافر‌كش نوعي فحش مي‌باشد اما بعد فهميدم نوعي شغل كاذب است.
بابايم بيمه نمي‌باشد و مامانم هميشه به خاطر همين به او سركوفت مي‌زند او به بابايم مي‌گويد اگر بيمه بودي ما دلمان خوش بود كه وقتي سرت را زمين گذاشتي و مردي ما صاحب پول و پله مي شويم. من دوست ندارم بابايم سرش را بگذارد زمين و بميرد اما فكر مي‌كنم پول و پله بايد چيز هيجان انگيزي باشد. بابايم مي‌گويد يكي دو هفته‌اي بيشتر مواظب عابران است كه خدايي نكرده آنها را زير نگيرد و نفله نكند من خوشحال مي‌باشم كه بابايم آدم انسان دوستي است و جان آدم‌ها برايش اينقدر مهم مي‌باشد اما مامان مي‌گويد اين هم از مارمولكي اوست چون فهميده نرخ ديه دارد مي‌رود بالا و اگر كسي را زير بگيرد بايد 10 قطار شتر جريمه بدهد.
من تا حالا يك دانه شتر هم از نزديك نديده‌ام ولي فكر مي‌كنم ده قطار شتر خيلي گران قيمت مي‌باشد و بابايم كه بابت دو قالب كره و دويست گرم پنير به اكبر آقاي بقال بدهكار است اينقدر پول ندارد كه يك عالمه شتر بخرد.
اصلا اگر پول داشت به جاي اينكه هر روز نان و پنير بخوريم يك كيلو گوشت شتر مي‌خريد تا هم دلي از عزا در بياوريم و هم كلسترولمان بالا برود.
من معني كلسترول را نمي‌دانم اما فكر ميكنم يك چيزي مثل كلاس باشد چون مامانم هميشه مي‌گويد آدم‌هاي پولدار كلسترولشان بالا است احتمالا كلسترول مثل بيمه چيز خوبي است كه بابايم ندارد و مامانم هميشه به خاطر همين به او سركوفت مي‌زند.

  نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم اسفند 1391ساعت 19:57  توسط   | 

دفتر خاطرات نیمروزی

  نوشته شده در  سه شنبه هشتم اسفند 1391ساعت 20:10  توسط   | 
دفتر خاطرات سربازی

دفتر خاطرات را بدون تو ورق زدم/وقتی به اسم تو رسید عمری که رفته خط زدم
عمری که رفت دادم و دفتر نو خریده ام/ درون دفتر سفید عکس تو را کشیده ام
دفتر سفید مانده باز شاید تورا ندیده ام/ابی به روی من بریز شاید که خواب دیده ام
شاید که هادی نیستم ترسی هدی ما شوی / بیهوده نیست اشک من ترسم جدا از ما شوی
  نوشته شده در  سه شنبه هشتم اسفند 1391ساعت 20:8  توسط   | 

دفترچه خاطرات یک عاشق

برای عشق تمنا كن 
ولی 
خارنشو. 

عشق را قبول كن 
ولی 
غرورت را ازدست نده. 

برای عشق گریه كن 
ولی 
به كسی نگو. 

برای عشق مثل شمع بسوز 
ولی 
نذارپروانه ببینه. 

برای عشق پیمان ببند 
ولی 
پیمان نشكن. 

برای عشق جون خودتو بده 
ولی 
جون كسی رونگیر. 

برای عشق وصال كن 
ولی 
فرارنكن. 

برای عشق زندگی كن 
ولی 
عاشقانه زندگی كن 

  نوشته شده در  سه شنبه هشتم اسفند 1391ساعت 20:6  توسط   | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM